
نگرش استراتزیک و سیستمی مدیران به دارایی های نا محسوس یکی از الزامات مدیریتی در دنیای فناوری و تحولات مداوم مدیریت دانش بعنوان یک پیشران است . طرح سئوال درباره دارایی های نامحسوس از مدیران ، کارکنان و مشتریان و ثبت و تحلیل آنها یکی از الزامات موفقیت در بازار کسب و کار های همه سطوح و مقیاس های اقتصادی است. تحلیل و برنامه ریزی این پرسشها رهگشای تدوین استراتژی های جامع برای اخذ تصمیمات و نیز برنامه ریزی های اجرایی در سازمان برای پاسخ دادن به یک پرسش اصلی است .
اما مدیریت دارایی های نامحسوس در چه وضعیتی است و چگونه باید باشد؟
مدیران باید به اهمیت و جایگاه و فرایندهای این موضوع توجه کنند و در این راستا برمبنای اهداف کلان خود به تحقیق و مطالعه بپردازند . مدلهای تعالی سازمانی و یا سایر مدلهای رتبه بندی که با اهداف متفاوتی به بررسی شرکت ها و سازمانها می پردازند میتوانند به بخشی از این موضوع بپردازند و کمک نمایند .
یکی از مهمترین موضوعات در مدیریت دارایی های نامحسوس که سیستمهای اطلاعات مدیریت و تحلیل داده و ارتقای هوشمندی کسب و کار به آن بستگی دارد ، نوآوری است .
دانستن اینکه نوآوری را در کجا باید متمرکز نمود و برای مبارزه با اختلالاتی که در یک دنیای پرشتاب و نامطمئن که سازمان شما به طور فزایندهای از آن تاثیر پذیر است، بسیار مهم است. مطالعه مستمر و عمیق درحوزه ها و نقاط تمرکز از اهمیت ویژه برخوردار است .
در یک سیستم نوآوری باز ، مدیریت از بسیاری ایده ها استفاده میکند تا دیدگاه متفاوتی در چشمانداز آتی خود را آشکار کند، و بررسی کند که آیا سرمایهگذاری در فناوریهای و نیرو های انسانی که باید آنها را پیش ببرند در چه حوزه هایی موثر تر است و نباید دارایی های نامحسوس را فقط در داشتن برخی نرم افزار یا لیسانس و مالکیت معنوی دانست . در وضعیت جدید در واقع به عملکرد بهتر شرکت بر مبنای چگونگی بکار گیری دارایی های معنوی و نامحسوس باید توجه خاص و نوآورانه بشود .
این موضوع امری مهم و حیاتی است که شما بتوانید دستاورد های مثبت سیستم کسب و کار فعلی خود را تعیین نموده و بفهمید که با چه میزان از اثر بخشی این سیستم کار می کند و نقش دارایی های نامحسوس در آن چیست . پس از آن است که برای توسعه آن از روشهای نوآورانه بایستی استفاده نمود .