نگرش به سازمان چه در محیط های تولیدی و صنعتی و چه در سازمانهای خدماتی دولتی و خصوصی در جریان خلق ارزش بر محور دو خط هادی و زیربنایی استوار می شود . این خطوط هادی در هدایت سازمانها عبارتند از :
هماهنگی
یکپارچگی
فقدان این دو مورد در پروژه ها و نیز فرایند های سازمانی باعث هدر رفتن منابع و تاخیر در امور و کم اثر شدن تصمیمات می شود .
در زمان انقلاب چهارم صنعتی و حکومت اطلاعات این دو صفت اصلی سیستمها بسیار حیاتی تر شده اند و عوامل متعددی در کم شدن توجه به آنها وجود دارند .
کمبود منابع انسانی، دانش و مهارت ناکافی، موانع نهادی و ساختاری ، مدیریت سنتی و عدم توجه به فرهنگ در حال تغییر در عرصه اقتصاد و تجارت همگی می توانند به عنوان موانع مهمی برای اجرای یکپارچه و هماهنگ طرحها ی تحول دیجیتال یا پروژه های آن عمل کنند.
در هر طرحی موانعی وجود دارد اما اینکه مدیران چگونه بر موانع ایجاد هماهنگی و یکپارچگی غلبه می کنند مهم است . برای موفقیت بیشتر در این زمینه سه مورد زیر بسیار مهمند .
- شناسایی چالش های یکپارچه سازی و هماهنگی و غلبه بر موانع باید در اولویت بالا باشد .
- استراتژی های سازمانی بایستی با یکدیگر هماهنگ و یکپارچه شوند.
- شاخص های اندازه گیری و بهینه سازی عملکرد بر محور این دو صفت تنظیم شوند .