نوآوری در مدیریت برای توسعه پایدار

Kolnegar Private Media (Management Innovation for Sustainable Development)

25 خرداد 1403 3:17 ق.ظ

کارآفرین بودن به چه معناست و چگونه شروع کنیم

توسط آدام هیز-19 جولای 2022-بررسی شده توسط امی دروری

کارآفرین  کیست و چیست؟

کارآفرین فردی است که یک کسب و کار جدید ایجاد می کند و بیشتر خطرات را تحمل می کند و از بیشتر پاداش ها لذت می برد. فرآیند راه اندازی یک کسب و کار به عنوان کارآفرینی شناخته می شود. کارآفرین معمولاً به عنوان یک مبتکر، منبع ایده ها، کالاها، خدمات و کسب و کار/یا رویه های جدید دیده می شود.

کارآفرینان با استفاده از مهارت ها و ابتکار لازم برای پیش بینی نیازها و ارائه ایده های خوب جدید به بازار، نقش کلیدی در هر اقتصادی ایفا می کنند. کارآفرینی که ثابت کند در پذیرش ریسک های ایجاد یک استارتاپ موفق است، با سود، شهرت و فرصت های رشد مداوم پاداش می گیرد. کارآفرینی که با شکست مواجه می شود کارش منجر به زیان و گستره کمتری در بازار برای کسانی می شود که درگیر هستند.

خوراکی های کلیدی

  • به شخصی که ریسک شروع یک کسب و کار جدید را بر عهده می گیرد، کارآفرین نامیده می شود.
  • یک کارآفرین شرکتی را برای تحقق ایده خود ایجاد می کند که به عنوان کارآفرینی شناخته می شود، که سرمایه و نیروی کار را به منظور تولید کالا یا خدمات برای سود جمع می کند.
  • کارآفرینی بسیار مخاطره آمیز است، اما همچنین می تواند بسیار با ارزش باشد، زیرا در خدمت تولید ثروت اقتصادی، رشد و نوآوری است.
  • اطمینان از تامین مالی برای کارآفرینان کلیدی است: منابع مالی شامل وام های SBA و تامین مالی جمعی است. ( در آمریکا )
  • نحوه تشکیل پرونده و پرداخت مالیات توسط کارآفرینان به نحوه راه اندازی کسب و کار از نظر ساختار بستگی دارد.

کارآفرین چگونه کارآفرینی کار می کند

کارآفرینی یکی از منابعی است که اقتصاددانان آن را جزء لاینفک تولید می‌دانند، سه منبع دیگر زمین/منابع طبیعی، نیروی کار و سرمایه هستند. یک کارآفرین سه مورد اول را برای تولید کالا یا ارائه خدمات ترکیب می کند. آنها معمولاً یک طرح تجاری ایجاد می کنند، نیروی کار را استخدام می کنند، منابع و منابع مالی را به دست می آورند و رهبری و مدیریت را برای کسب و کار فراهم می کنند.

کارآفرینان معمولاً هنگام برپا نمودن شرکت خود با موانع زیادی روبرو می شوند. سه موردی که بسیاری از آنها به عنوان چالش برانگیزترین آنها ذکر می کنند به شرح زیر است:

  • غلبه بر بوروکراسی
  • استخدام نیروی انسانی با استعداد
  • اخذ فاینانس و تامین مالی

اقتصاددانان هرگز تعریف ثابتی از “کارآفرین” یا “کارآفرینی” نداشته اند کلمه “کارآفرین” از فعل فرانسوی entreprendre به معنای “تعهد کردن” گرفته شده است. اگرچه مفهوم کارآفرین برای قرن‌ها وجود داشت و شناخته شده بود، اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک کارآفرینان را از مدل‌های رسمی خود کنار گذاشتند: آنها تصور می‌کردند که اطلاعات کامل برای بازیگران کاملاً منطقی شناخته می‌شود و جایی برای ریسک‌پذیری یا کشف باقی نمی‌گذارد. تا اواسط قرن بیستم بود که اقتصاددانان به طور جدی تلاش کردند تا کارآفرینی را در مدل های خود بگنجانند.

سه متفکر برای گنجاندن کارآفرینان نقش اساسی داشتند: جوزف شومپیتر، فرانک نایت، و اسرائیل کرزنر. شومپیتر پیشنهاد کرد که کارآفرینان – نه فقط شرکت‌ها – مسئول خلق چیزهای جدید در جستجوی سود هستند. نایت بر کارآفرینان به عنوان حاملان عدم قطعیت تمرکز کرد و معتقد بود که آنها مسئول حق بیمه ریسک در بازارهای مالی هستند. کرزنر به کارآفرینی به عنوان فرآیندی فکر می کرد که به این کشف منتهی شد.

انواع کارآفرین

همه کارآفرینان یکسان نیستند و همه اهداف یکسانی ندارند. در اینجا چند نوع کارآفرین آورده شده است:

سازنده

سازندگان به دنبال ایجاد مشاغل مقیاس پذیر در یک بازه زمانی کوتاه هستند. سازندگان معمولاً در دو تا چهار سال اول 5 میلیون دلار درآمد دارند و تا 100 میلیون دلار یا بیشتر به درآمد خود ادامه می دهند. این افراد با استخدام بهترین استعدادها و جستجوی بهترین سرمایه گذاران به دنبال ایجاد زیرساخت قوی هستند. آن‌ها شخصیت‌های خلقی دارند که برای رشد سریعی که می‌خواهند مناسب هستند، اما می‌توانند روابط شخصی و تجاری را دشوار کنند.

فرصت طلب

کارآفرینان فرصت‌طلب، افرادی خوش‌بین هستند که می‌توانند فرصت‌های مالی را انتخاب کنند، در زمان مناسب وارد شوند، در طول زمان رشد خود را حفظ کنند و زمانی که یک کسب‌وکار به اوج خود می‌رسد، از آن خارج شوند.

این نوع از کارآفرینان به سود و ثروتی که خواهند ساخت توجه دارند، بنابراین جذب ایده هایی می شوند که در آن می توانند درآمد باقیمانده یا تجدید ایجاد کنند. از آنجا که آنها به دنبال یافتن فرصت های به موقع هستند، کارآفرینان فرصت طلب می توانند تکانشی باشند.

مبتکر و نوآور

نوآوران آن دسته از افراد نادری هستند که ایده یا محصولی عالی ارائه می دهند که هیچ کس قبلاً به آن فکر نکرده است. به توماس ادیسون، استیو جابز و مارک زاکربرگ فکر کنید. این افراد روی چیزی که دوست داشتند کار کردند و از این طریق فرصت های تجاری پیدا کردند.

نوآوران به جای تمرکز بر پول، بیشتر به تأثیر محصولات و خدماتشان بر جامعه اهمیت می دهند. این افراد در اداره یک کسب‌وکار بهترین نیستند، زیرا افرادی ایده‌پرداز هستند، بنابراین اغلب عملیات روزمره را به افرادی که در این زمینه توانمندتر هستند واگذار می‌کنند.

متخصص

این افراد تحلیل گر و ریسک گریز هستند. آنها دارای یک مجموعه مهارت قوی در زمینه خاصی هستند که از طریق آموزش یا کارآموزی به دست آمده است. یک کارآفرین متخصص کسب‌وکار خود را از طریق شبکه‌سازی و ارجاع‌ها ایجاد می‌کند و در نتیجه رشد کندتری نسبت به یک کارآفرین سازنده دارد.

انواع کارآفرینی

از آنجایی که کارآفرینان انواع مختلفی دارند، انواع مختلفی از کسب و کار را نیز ایجاد می کنند. در زیر انواع اصلی کارآفرینی آورده شده است.

کسب و کار کوچک

کارآفرینی کسب و کارهای کوچک ایده افتتاح یک کسب و کار بدون تبدیل آن به یک شرکت بزرگ یا باز کردن زنجیره های زیادی است. یک رستوران تک مکان، یک فروشگاه مواد غذایی، یا یک مغازه خرده فروشی برای فروش کالاهای دست ساز شما، همگی نمونه ای از کارآفرینی در کسب و کارهای کوچک هستند.

این افراد معمولاً پول خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند و اگر کسب‌وکارشان به سودی برسد، موفق می‌شوند که از آن سود می‌برند. آنها سرمایه گذار خارجی ندارند و تنها در صورتی وام می گیرند که به ادامه کسب و کار کمک کند.

راه اندازی مقیاس پذیر

اینها شرکت هایی هستند که با یک ایده منحصر به فرد شروع می کنند. به سیلیکون ولی فکر کنید امیدها به نوآوری با یک محصول یا خدمات منحصر به فرد و ادامه رشد شرکت، به طور مداوم با گذشت زمان افزایش می یابد. این نوع شرکت ها اغلب برای رشد ایده خود و دستیابی به بازارهای متعدد به سرمایه گذاران و مقادیر زیادی سرمایه نیاز دارند.

شرکت بزرگ

کارآفرینی شرکت بزرگ یک بخش تجاری جدید است که در یک شرکت موجود ایجاد شده است. شرکت موجود ممکن است در موقعیت مناسبی برای انشعاب در بخش‌های دیگر قرار داشته باشد یا ممکن است موقعیت خوبی برای مشارکت در فناوری جدید داشته باشد.

مدیران عامل این شرکت‌ها یا بازار جدیدی را برای شرکت پیش‌بینی می‌کنند یا افراد درون شرکت ایده‌هایی را تولید می‌کنند که برای شروع فرآیند به مدیریت ارشد می‌آورند.

کارآفرینی اجتماعی

هدف کارآفرینی اجتماعی ایجاد منفعت برای جامعه و نوع بشر است. آنها بر کمک به جوامع یا محیط زیست از طریق محصولات و خدمات خود تمرکز می کنند. آنها توسط سود هدایت نمی شوند، بلکه بیشتر با کمک به دنیای اطراف خود هدایت می شوند.

چگونه یک کارآفرین شویم

جودی شپرد میست پس از بازنشستگی کفش های رقص حرفه ای خود، با آموزش یک کلاس رقص به غیرنظامیان به کارآفرینی تبدیل شد تا مقداری پول اضافی به دست آورد. اما او به زودی متوجه شد که زنانی که به استودیوی او می‌آیند، کمتر به یادگیری گام‌های دقیق علاقه دارند تا کاهش وزن و افزایش وزن. شپرد میست سپس مربیانی را برای آموزش کارهای روزمره خود به توده‌ها آموزش داد و جازرسیس متولد شد. یک قرارداد حق رای دنبال شد. امروزه این شرکت بیش از 8300 مکان در سراسر جهان دارد.

پس از یک دوره مکاتبه ای بستنی سازی، دو کارآفرین، جری گرینفیلد و بن کوهن، 8000 دلار پس انداز را با وام 4000 دلاری جفت کردند، یک پمپ بنزین برلینگتون، را اجاره کردند و تجهیزاتی را برای ایجاد بستنی با طعم منحصر به فرد برای بازار محلی خریداری کردند. امروزه، درآمد سالانه بن و جری میلیون‌ها دلار است.

اگرچه افراد خودساخته همیشه یک چهره محبوب در جامعه آمریکا بوده است، کارآفرینی در چند دهه اخیر بسیار رمانتیک شده است. در قرن بیست و یکم، نمونه شرکت‌های اینترنتی مانند آلفابت، سابقاً گوگل، و متا (META)، سابقاً فیسبوک، که هر دو بنیان‌گذاران خود را به شدت ثروتمند کرده‌اند، مردم را شیفته ایده کارآفرین شدن کرده است.

برخلاف حرفه‌های سنتی، که اغلب مسیر مشخصی برای دنبال کردن وجود دارد، مسیر کارآفرینی برای بیشتر افراد مبهم است. آنچه برای یک کارآفرین جواب می دهد ممکن است برای کارآفرین بعدی کارساز نباشد و بالعکس. با این اوصاف، هفت مرحله کلی وجود دارد که بیشتر، اگر نه همه، کارآفرینان موفق، آنها را دنبال کرده اند:

اطمینان از ثبات مالی

این مرحله اول یک الزام سختگیرانه نیست اما قطعا توصیه می شود. در حالی که کارآفرینان کسب‌وکارهای موفقی را ایجاد کرده‌اند در حالی که از نظر مالی از نظر مالی ناتوان هستند (به فیس‌بوک فکر کنید، اکنون متا، بنیانگذار مارک زاکربرگ به عنوان یک دانشجوی کالج)، شروع کردن با عرضه نقدی کافی و اطمینان از سرمایه‌گذاری مداوم تنها می‌تواند به یک کارآفرین مشتاق کمک کند، و شخصیت آنها را افزایش دهد. مشابه باند پرواز و دادن زمان بیشتری به آنها برای ایجاد یک کسب و کار موفق، به جای نگرانی در مورد کسب درآمد سریع.

یک مجموعه مهارت متنوع بسازید

هنگامی که یک فرد دارای  بنیه مالی قوی است، مهم است که مجموعه ای متنوع از مهارت ها را ایجاد کند و سپس آن مهارت ها را در دنیای واقعی به کار گیرد. زیبایی مرحله دو این است که می توان آن را همزمان با مرحله یک انجام داد.

ایجاد یک مجموعه مهارت را می توان از طریق یادگیری و آزمایش کارهای جدید در تطبیق با دنیای واقعی به دست آورد. به عنوان مثال، اگر یک کارآفرین مشتاق سابقه ای در امور مالی داشته باشد، می تواند به سمت فروش در شرکت فعلی خود حرکت کند تا مهارت های نرم لازم برای موفقیت را بیاموزد. هنگامی که مجموعه مهارت های متنوعی ساخته می شود، ابزاری به کارآفرین می دهد که در صورت مواجهه با اجتناب ناپذیری موقعیت های سخت می تواند به آن تکیه کند.

درباره اینکه آیا رفتن به دانشگاه برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق ضروری است یا خیر، بحث های زیادی صورت گرفته است. بسیاری از کارآفرینان مشهور به دلیل انصراف از کالج مشهور هستند: استیو جابز، مارک زاکربرگ و لری الیسون، به نام چند نفر.

اگرچه رفتن به کالج برای ایجاد یک کسب و کار موفق ضروری نیست، اما می تواند به جوان ها چیزهای زیادی در مورد جهان به طرق دیگر بیاموزد. و این ترک کردن‌های معروف کالج استثنا هستند تا معمول. ممکن است کالج برای همه مناسب نباشد و انتخاب شخصی است، اما چیزی است که باید در مورد آن فکر کرد، به خصوص با توجه به قیمت بالای تحصیلات دانشگاهی در ایالات متحده.

این درست نیست که برای شروع یک کسب و کار، داشتن رشته کارآفرینی ضروری است. افرادی که کسب‌وکارهای موفقی ایجاد کرده‌اند، در موضوعات مختلف تحصیل کرده‌اند و انجام این کار می‌تواند چشمان شما را به روی طرز تفکر متفاوتی باز کند که می‌تواند به شما در ایجاد کسب‌وکارتان کمک کند.

مصرف محتوا در چندین کانال

به همان اندازه که ایجاد یک مجموعه مهارت متنوع مهم است، نیاز به مصرف مجموعه ای متنوع از محتوا نیز به همان اندازه اهمیت دارد. این محتوا می تواند به صورت پادکست، کتاب، مقاله یا سخنرانی باشد. نکته مهم این است که محتوا، صرف نظر از کانال، باید در پوشش آن متفاوت باشد. یک کارآفرین مشتاق باید همیشه خود را با دنیای اطراف خود آشنا کند تا بتواند با دیدگاهی تازه به صنایع نگاه کند و به آنها توانایی ایجاد یک کسب و کار در یک بخش خاص را بدهد.

یک مشکل برای حل را شناسایی کنید

از طریق مصرف محتوا در چندین کانال، یک کارآفرین مشتاق قادر به شناسایی مشکلات مختلف برای حل است. یک ضرب المثل تجاری حکم می کند که محصول یا خدمات یک شرکت باید یک مشکل خاص را حل کند. یا برای یک تجارت دیگر یا برای یک گروه مصرف کننده. از طریق شناسایی یک مشکل، یک کارآفرین مشتاق می‌تواند کسب‌وکاری را حول حل آن مشکل ایجاد کند.

ترکیب مراحل سه و چهار بسیار مهم است تا بتوان با نگاه کردن به صنایع مختلف به عنوان یک خارجی، مشکلی را برای حل آن شناسایی کرد. این اغلب به یک کارآفرین مشتاق این توانایی را می دهد که مشکلی را ببیند که دیگران ممکن است نبینند.

آن مشکل را حل کنید

استارت آپ های موفق یک مشکل خاص را برای سایر شرکت ها یا مردم حل می کنند. این به عنوان “افزودن ارزش در مشکل” شناخته می شود. یک کارآفرین تنها از طریق افزودن ارزش به یک مشکل یا نقطه درد خاص موفق می شود.

مثلاً بگویید، تشخیص می‌دهید که فرآیند گرفتن نوبت دندانپزشکی برای بیماران پیچیده است و در نتیجه دندانپزشکان مشتریان خود را از دست می‌دهند. ارزش می تواند ایجاد یک سیستم قرار آنلاین باشد که رزرو قرار ملاقات را آسان تر می کند.

شبکه مثل دیوانه

بیشتر کارآفرینان به تنهایی نمی توانند این کار را انجام دهند. دنیای کسب و کار یک دنیای سخت است و دریافت هر کمکی که می توانید همیشه به شما کمک می کند و زمان لازم برای رسیدن به یک تجارت موفق را کاهش می دهد. شبکه سازی برای هر کارآفرین جدید حیاتی است. ملاقات با افراد مناسب که می توانند شما را با مخاطبین در صنعت خود آشنا کنند، مانند تامین کنندگان، تامین کنندگان مالی و حتی مربیان مناسب، می تواند تفاوت بین موفقیت و شکست باشد.

شرکت در کنفرانس ها، ایمیل زدن و تماس با افراد در این صنعت، صحبت با برادر دوست پسر عموی خود که در یک تجارت مشابه است، به شما کمک می کند وارد دنیا شوید و افرادی را پیدا کنید که می توانند شما را راهنمایی کنند. هنگامی که با افراد مناسب پای خود را در خانه بگذارید، انجام یک تجارت بسیار آسان تر می شود.

رهبری با مثال

هر کارآفرینی باید در شرکت خود رهبر باشد. به سادگی انجام نیازهای روزانه منجر به موفقیت نخواهد شد. یک رهبر باید سخت کار کند، انگیزه دهد و به کارکنان خود الهام بخشد تا به بهترین پتانسیل خود دست یابند، که منجر به موفقیت شرکت می شود.

به برخی از بزرگترین و موفق ترین شرکت ها نگاه کنید. همه آنها رهبران بزرگی داشته اند. اپل و استیو جابز، بیل گیتس و مایکروسافت، باب ایگر و دیزنی و غیره. این افراد را مطالعه کنید و کتاب های آنها را بخوانید تا ببینید چگونه می توانید یک رهبر عالی باشید و به رهبری تبدیل شوید که کارمندان شما می توانند با الگوبرداری از شما پیروی کنند.

تامین مالی کارآفرینی

با توجه به مخاطره‌آمیز بودن یک سرمایه‌گذاری جدید، جذب سرمایه به‌ویژه چالش‌برانگیز است و بسیاری از کارآفرینان با آن از طریق راه‌اندازی کار می‌کنند: تامین مالی یک کسب‌وکار با استفاده از روش‌هایی مانند استفاده از پول خود، ارائه سهام عرق برای کاهش هزینه‌های نیروی کار، به حداقل رساندن موجودی، و فاکتورینگ دریافتنی ها.

در حالی که برخی از کارآفرینان تنها بازیکنانی هستند که در تلاشند تا کسب و کارهای کوچک را از زمین خارج کنند، برخی دیگر دسترسی بیشتر به سرمایه و منابع دیگر را می پذیرند. در این شرایط، شرکت‌های جدید ممکن است از سرمایه‌گذاران خطرپذیر، سرمایه‌گذاران فرشته، صندوق‌های تامینی، تامین مالی جمعی یا از طریق منابع سنتی‌تر مانند وام‌های بانکی، تامین مالی دریافت کنند.

منابع برای کارآفرینان

منابع مالی مختلفی برای کارآفرینانی که کسب و کار خود را راه اندازی می کنند وجود دارد. دریافت وام کسب و کار کوچک از طریق اداره کسب و کار کوچک (SBA) می تواند به کارآفرینان کمک کند تا با وام های مقرون به صرفه، کسب و کار خود را شروع کنند. SBA به اتصال مشاغل به ارائه دهندگان وام کمک می کند.

اگر کارآفرینان بخواهند بخشی از سهام خود را در کسب و کار خود رها کنند، ممکن است در قالب سرمایه‌گذاران فرشته و سرمایه‌گذاران خطرپذیر، تأمین مالی پیدا کنند. این نوع سرمایه گذاران علاوه بر صرف سرمایه، راهنمایی، راهنمایی و ارتباطات را نیز ارائه می دهند.

تامین مالی جمعی همچنین به روشی محبوب برای کارآفرینان برای افزایش سرمایه، به ویژه از طریق Kickstarter تبدیل شده است. یک کارآفرین صفحه ای را برای محصول خود ایجاد می کند و یک هدف پولی برای رسیدن به آن ایجاد می کند، در حالی که به کسانی که اهدا می کنند قول می دهد، مانند محصولات یا تجربیات، هدایای خاصی را ارائه دهد.

بوت استرپینگ برای کارآفرینان

Bootstrapping به ایجاد یک شرکت تنها از پس انداز شما به عنوان یک کارآفرین و همچنین از فروش اولیه کسب و کار شما اشاره دارد. این یک فرآیند دشوار است زیرا تمام ریسک های مالی بر عهده کارآفرین گذاشته می شود و جای کمی برای خطا وجود دارد. اگر کسب و کار شکست بخورد، کارآفرین نیز ممکن است تمام پس انداز زندگی خود را از دست بدهد.

مزیت بوت استرپینگ این است که یک کارآفرین می تواند کسب و کار را با چشم انداز خود و بدون دخالت خارجی یا سرمایه گذارانی که خواستار سود سریع هستند، اداره کند. همانطور که گفته شد، گاهی اوقات داشتن کمک خارجی می تواند به یک تجارت کمک کند تا اینکه به آن آسیب برساند. بسیاری از شرکت ها با استراتژی بوت استرپینگ موفق شده اند، اما این مسیر دشواری است.

کسب و کار کوچک در مقابل کارآفرینی

یک کسب و کار کوچک و کارآفرینی اشتراکات زیادی دارند اما متفاوت هستند. یک کسب و کار کوچک یک شرکت است، معمولاً یک شرکت انفرادی یا مشارکتی، که یک تجارت متوسط ​​یا بزرگ نیست، به صورت محلی فعالیت می کند و به منابع یا سرمایه زیادی دسترسی ندارد.

کارآفرینی زمانی است که فردی که ایده ای دارد بر اساس آن ایده عمل می کند، معمولاً برای ایجاد اختلال در بازار فعلی با یک محصول یا خدمات جدید. کارآفرینی معمولاً به عنوان یک کسب و کار کوچک شروع می شود، اما چشم انداز بلندمدت بسیار بزرگتر است، به دنبال سود بالا و تصرف سهم بازار با یک ایده جدید نوآورانه است.

چگونه کارآفرینان کسب درآمد می کنند

کارآفرینان مانند هر کسب و کاری پول در می آورند: آنها به دنبال ایجاد درآمدی بیشتر از هزینه ها هستند. افزایش درآمد هدف است و می توان از طریق بازاریابی، تبلیغات دهان به دهان و شبکه به آن دست یافت. پایین نگه داشتن هزینه ها نیز بسیار مهم است زیرا منجر به حاشیه سود بالاتر می شود. این را می توان از طریق عملیات کارآمد و در نهایت صرفه جویی در مقیاس به دست آورد.

مالیات برای کارآفرینان

مالیات هایی که به عنوان یک کارآفرین پرداخت می کنید به نحوه راه اندازی کسب و کارتان از نظر ساختار بستگی دارد.

مالکیت انحصاری: کسب‌وکاری که به این روش راه‌اندازی می‌شود، توسعه فردی است. درآمد و هزینه های کسب و کار در اظهارنامه مالیاتی شخصی شما ثبت می شود و بر اساس نرخ مالیات فردی شما مشمول مالیات می شوید.

مشارکت: برای اهداف مالیاتی، شرکت تضامنی مانند یک شرکت انفرادی عمل می کند، با تنها تفاوت این است که درآمد و هزینه ها بین شرکا تقسیم می شود.

: C-corporation یک شخص حقوقی مجزا است و مالیات‌های جداگانه‌ای دارد که از کارآفرین در IRS ثبت شده است. درآمد کسب و کار به جای نرخ مالیات بر درآمد شخصی، بر اساس نرخ مالیات شرکتی مشمول مالیات خواهد بود.

شرکت با مسئولیت محدود (LLC) یا S-Corporation: این دو گزینه مانند شرکت C اما معمولاً با مبالغ کمتر مالیات می گیرند.

هفت ویژگی کارآفرینان

داستان های موفقیت کارآفرینی چه چیز مشترک دیگری دارند؟ آن‌ها همیشه افراد سخت‌کوشی را درگیر می‌کنند که به دنبال چیزهایی هستند که به طور طبیعی به آن علاقه دارند.

با اعتبار دادن به ضرب المثل، «راهی برای دریافت حقوق برای شغلی که به صورت رایگان انجام می‌دهید، پیدا کنید»، می‌توان گفت که شور و شوق مهم‌ترین مؤلفه‌ای است که صاحبان کسب‌وکارهای نوپا باید داشته باشند، و هر مزیتی به آن کمک می‌کند.

در حالی که چشم انداز تبدیل شدن به رئیس خود و کسب ثروت برای رویاپردازان کارآفرین جذاب است، اما جنبه منفی احتمالی بسیار زیاد است. درآمد تضمین نشده است، مزایای حمایتی کارفرما از بین می‌رود، و زمانی که کسب‌وکار شما ضرر می‌کند، دارایی‌های شخصی شما ضربه می‌زند. نه فقط نتیجه یک شرکت اما پایبندی به چند اصل آزموده شده و واقعی می تواند تا حد زیادی در انتشار ریسک کمک کند. در زیر چند ویژگی لازم برای یک کارآفرین موفق وجود دارد.

1. همه کاره

هنگام شروع کار، ضروری است که هر زمان که ممکن است شخصاً فروش و سایر تعاملات با مشتری را مدیریت کنید. تماس مستقیم با مشتری روشن ترین راه برای به دست آوردن بازخورد صادقانه در مورد آنچه بازار هدف می پسندد و شما می توانید بهتر انجام دهید است. اگر همیشه عملی نیست که تنها رابط مشتری باشید، کارآفرینان باید کارکنان را آموزش دهند تا نظرات مشتریان را به طور طبیعی دعوت کنند. این نه تنها باعث می شود مشتریان احساس قدرت کنند، بلکه مشتریان شادتر احتمالاً کسب و کار را به دیگران توصیه می کنند.

پاسخگویی شخصی به تلفن یکی از مهمترین مزیت های رقابتی کارآفرینان خانگی نسبت به رقبای بزرگتر خود است. در زمان واکنش متقابل با فناوری پیشرفته، که مشتریان از پاسخ‌های خودکار و منوهای لحن تماس ناامید شده‌اند، شنیدن صدای انسان یکی از راه‌های مطمئن برای جذب مشتریان جدید و ایجاد احساس قدردانی برای مشتریان فعلی است. یک واقعیت مهم، با توجه به اینکه حدود 80٪ از کل تجارت از مشتریان تکراری ایجاد می شود.

به طور متناقض، در حالی که مشتریان برای دسترسی تلفنی با تماس بالا ارزش قائل هستند، آنها همچنین انتظار یک وب سایت بسیار شیک را دارند. حتی اگر کسب و کار شما در یک صنعت با فناوری پیشرفته نیست، کارآفرینان همچنان باید از فناوری اینترنت برای انتقال پیام خود استفاده کنند. یک کسب و کار مبتنی بر گاراژ استارتاپی می تواند وب سایتی برتر از یک شرکت 100 میلیون دلاری داشته باشد. فقط مطمئن شوید که یک انسان زنده در سمت دیگر شماره تلفن ذکر شده موجود است.

2. انعطاف پذیر

تعداد کمی از صاحبان کسب و کار موفق فرمول های عالی را مستقیماً از دروازه پیدا می کنند. برعکس: ایده ها باید در طول زمان شکل بگیرند. چه تغییر طراحی محصول و چه تغییر اقلام غذایی در منو، یافتن نقطه شیرین عالی نیاز به آزمون و خطا دارد.

هاوارد شولتز، رئیس و مدیر عامل سابق استارباکس در ابتدا فکر می‌کرد که پخش موسیقی اپرای ایتالیایی از طریق بلندگوهای فروشگاه، تجربه قهوه‌خانه‌ای ایتالیایی را که او سعی در تکرار آن داشت، برجسته می‌کرد. اما مشتریان چیزها را متفاوت می دیدند و به نظر نمی رسید طرح را با اسپرسوهای خود دوست داشته باشند. در نتیجه، شولتز اپرا را رها کرد و به جای آن صندلی های راحت معرفی کرد.

3- آگاه بودن به پول

در قلب هر کسب و کار جدید موفق، یک سرمایه گذاری، رگ حیات جریان نقدی ثابت را می زند، که برای خرید موجودی، پرداخت اجاره، نگهداری تجهیزات و ارتقای کسب و کار ضروری است. روشن ماندن در سیاهی حسابداری دقیق درآمد در مقابل هزینه ها است. و از آنجایی که اکثر مشاغل جدید در سال اول سودی به دست نمی آورند، با کنار گذاشتن پول برای این اتفاق احتمالی، کارآفرینان می توانند به کاهش خطر کمبود بودجه کمک کنند. در ارتباط با این موضوع، ضروری است که هزینه های شخصی و تجاری را از هم جدا نگه دارید، و هرگز برای پوشش هزینه های زندگی روزانه در سرمایه های تجاری فرو نروید.

البته، پرداخت حقوق واقعی به خود مهم است که به شما امکان می دهد موارد ضروری را پوشش دهید، اما نه خیلی بیشتر. به ویژه جایی که سرمایه گذاران درگیر هستند. البته، چنین فداکاری‌هایی می‌تواند روابط با عزیزانی را که ممکن است نیاز به تطبیق با استانداردهای پایین‌تر زندگی و تحمل نگرانی در مورد به خطر انداختن دارایی‌های خانواده داشته باشند، تیره کند. به همین دلیل، کارآفرینان باید زودتر از موعد با این مسائل ارتباط برقرار کنند و مطمئن شوند که عزیزان قابل توجهی از نظر معنوی در این زمینه هستند.

4.تاب آوری

راه اندازی کسب و کار خود بسیار دشوار است، به خصوص شروع کار از ابتدا. نیاز به زمان، فداکاری و شکست زیادی دارد. یک کارآفرین موفق باید در برابر همه مشکلات در مسیر پیش رو انعطاف پذیر باشد. هر زمان که با شکست یا طرد مواجه می شوند، باید به پیشروی ادامه دهند.

شروع کسب و کار شما یک فرآیند یادگیری است و هر فرآیند یادگیری با منحنی یادگیری همراه است که می تواند ناامید کننده باشد، به خصوص زمانی که پول در خط است. اگر می خواهید موفق شوید، مهم است که هرگز در شرایط سخت تسلیم نشوید.

5. متمرکز

مشابه تاب آوری، یک کارآفرین موفق باید متمرکز بماند و سر و صدا و شک و تردیدهایی را که در راه راه اندازی یک کسب و کار به وجود می آید را از بین ببرد. منحرف شدن، باور نکردن به غرایز و ایده های خود و از دست دادن هدف نهایی، دستوری برای شکست است. یک کارآفرین موفق همیشه باید به خاطر داشته باشد که چرا کسب و کار خود را راه اندازی کرده است و در مسیر موفقیت خود باقی بماند.

6. کسب و کار هوشمند

دانستن نحوه مدیریت پول و درک صورت های مالی برای هر کسی که کسب و کار خود را اداره می کند بسیار مهم است. دانستن درآمدها، هزینه های خود و نحوه افزایش یا کاهش آنها به ترتیب مهم است. اطمینان از اینکه از طریق پول نقد نسوزانید به شما این امکان را می دهد که تجارت را زنده نگه دارید.

اجرای یک استراتژی کسب و کار صحیح، شناخت بازار هدف، رقبا و نقاط قوت و ضعف، به شما این امکان را می دهد که روی چشم انداز دشوار اداره تجارت خود مانور دهید.

7. ارتباط دهنده

ارتباط موفق تقریباً در هر جنبه ای از زندگی مهم است، صرف نظر از اینکه چه کاری انجام می دهید. همچنین در راه اندازی یک کسب و کار از اهمیت بالایی برخوردار است. از انتقال ایده‌ها و استراتژی‌های خود به سرمایه‌گذاران بالقوه گرفته تا به اشتراک گذاشتن طرح کسب‌وکارتان با کارمندانتان تا مذاکره درباره قراردادها با تأمین‌کنندگان، همگی نیازمند ارتباط موفق هستند.

کارآفرینی در اقتصاد

در زبان اقتصاددان، یک کارآفرین به عنوان عامل هماهنگ کننده در اقتصاد سرمایه داری عمل می کند. این هماهنگی به شکل منابعی است که به سمت فرصت‌های سود بالقوه جدید هدایت می‌شوند. کارآفرین منابع مختلف، اعم از محسوس و نامشهود را به حرکت در می آورد و تشکیل سرمایه را ترویج می کند.

در بازاری پر از عدم اطمینان، این کارآفرین است که در واقع می تواند به رفع عدم اطمینان کمک کند، زیرا آنها قضاوت می کنند یا ریسک را به عهده می گیرند. تا جایی که سرمایه داری یک سیستم سود و زیان پویا است، کارآفرینان به کشف کارآمد می پردازند و دانش را به طور مداوم آشکار می کنند.

شرکت های تاسیس شده با افزایش رقابت و چالش های کارآفرینان روبرو هستند که اغلب آنها را به سمت تلاش های تحقیق و توسعه نیز سوق می دهد. در شرایط فنی اقتصادی، کارآفرین مسیر تعادل در حالت پایدار را مختل می کند.در سال 2021، 32.5 میلیون کسب و کار کوچک در ایالات متحده وجود داشت.

چگونه کارآفرینی به اقتصاد کمک می کند

پرورش کارآفرینی می تواند از چند جهت بر اقتصاد و جامعه تأثیر مثبت بگذارد. برای شروع، کارآفرینان کسب و کارهای جدیدی ایجاد می کنند. آنها کالاها و خدمات را اختراع می کنند و در نتیجه اشتغال ایجاد می کنند و اغلب یک اثر موج دار ایجاد می کنند و در نتیجه توسعه هر چه بیشتر می شود. به عنوان مثال، پس از شروع چند شرکت فناوری اطلاعات در هند در دهه 1990، کسب و کارهای در صنایع مرتبط، مانند عملیات مرکز تماس و ارائه دهندگان سخت افزار نیز شروع به توسعه کردند و خدمات و محصولات پشتیبانی را ارائه کردند.کارآفرینان به درآمد ناخالص ملی اضافه می کنند. کسب و کارهای موجود ممکن است محدود به بازارهای خود باقی بمانند و در نهایت به سقف درآمدی برسند. اما محصولات یا فناوری های جدید بازارهای جدید و ثروت جدیدی ایجاد می کنند. و افزایش اشتغال و درآمد بیشتر به پایه مالیاتی یک کشور کمک می کند و امکان هزینه های بیشتر دولت را برای پروژه های عمومی فراهم می کند.

کارآفرینان تغییرات اجتماعی ایجاد می کنند. آنها با اختراعات منحصر به فردی که وابستگی به روش ها و سیستم های موجود را کاهش می دهد، سنت شکنی می کنند و گاهی اوقات آنها را منسوخ می کند. برای مثال، گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌های آن‌ها، کار و بازی را در سراسر جهان متحول کرده‌اند.

کارآفرینان در پروژه های اجتماعی سرمایه گذاری می کنند و به موسسات خیریه و سایر سازمان های غیر انتفاعی کمک می کنند و از اهدافی فراتر از خودشان حمایت می کنند. به عنوان مثال، بیل گیتس از ثروت قابل توجه خود برای آموزش و ابتکارات بهداشت عمومی استفاده کرده است.

اکوسیستم های کارآفرینی

تحقیقاتی وجود دارد که نشان می‌دهد سطوح بالای خوداشتغالی می‌تواند توسعه اقتصادی را متوقف کند: اگر کارآفرینی به درستی تنظیم نشود، می‌تواند منجر به اعمال ناعادلانه بازار و فساد شود، و تعداد زیاد کارآفرینان می‌توانند نابرابری درآمدی را در جامعه ایجاد کنند. با این حال، به طور کلی، کارآفرینی یک محرک حیاتی برای نوآوری و رشد اقتصادی است. بنابراین، تقویت کارآفرینی بخش مهمی از استراتژی های رشد اقتصادی بسیاری از دولت های محلی و ملی در سراسر جهان است.

برای این منظور، دولت‌ها معمولاً به توسعه اکوسیستم‌های کارآفرینی کمک می‌کنند، که ممکن است شامل خود کارآفرینان، برنامه‌های کمکی تحت حمایت دولت و سرمایه‌گذاران خطرپذیر باشد. آنها همچنین ممکن است شامل سازمان های غیر دولتی مانند انجمن های کارآفرینان، مراکز رشد کسب و کار و برنامه های آموزشی باشند.

به عنوان مثال، دره سیلیکون کالیفرنیا اغلب به عنوان نمونه ای از یک اکوسیستم کارآفرینی با عملکرد خوب ذکر می شود. این منطقه دارای یک پایگاه سرمایه گذاری خطرپذیر به خوبی توسعه یافته، استخر بزرگی از استعدادهای تحصیلکرده، به ویژه در زمینه های فنی، و طیف گسترده ای از برنامه های دولتی و غیردولتی است که سرمایه گذاری های جدید را تقویت می کند و اطلاعات و حمایت از کارآفرینان را فراهم می کند.

سوالاتی برای کارآفرینان

شروع مسیر شغلی کارآفرینی برای «رئیس خود بودن» هیجان انگیز است. اما در کنار تمام تحقیقات خود، مطمئن شوید که تکالیف خود را در مورد خود و موقعیت خود انجام دهید.

چند سوال که باید از خود بپرسید:

  • آیا من شخصیت، خلق و خوی و طرز فکری را دارم که دنیا را با شرایط خودم بپذیرم؟
  • آیا من محیط و منابع لازم را دارم تا تمام وقت خود را به سرمایه گذاری خود اختصاص دهم؟
  • آیا من یک برنامه خروج آماده با یک جدول زمانی مشخص در صورت عدم موفقیت سرمایه گذاری من دارم؟
  • آیا برنامه مشخصی برای ماه های  بعدی دارم یا در میانه راه به دلیل تعهدات خانوادگی، مالی یا دیگر با چالش هایی مواجه خواهم شد؟ آیا من برای آن چالش ها برنامه کاهشی دارم؟
  • آیا شبکه مورد نیاز برای کمک و مشاوره در صورت نیاز را دارم؟
  • آیا پل هایی را با مربیان مجرب برای یادگیری از تخصص آنها شناسایی کرده و ساخته ام؟
  • آیا من پیش نویس کلی یک ارزیابی ریسک کامل، از جمله وابستگی به عوامل خارجی را آماده کرده ام؟
  • آیا به طور واقع بینانه پتانسیل پیشنهادم را ارزیابی کرده ام و اینکه چگونه در بازار موجود شکل خواهد گرفت؟
  • اگر قرار است پیشنهاد من جایگزین یک محصول موجود در بازار شود، رقبای من چه واکنشی نشان خواهند داد؟
  • برای ایمن نگه داشتن پیشنهادم، آیا گرفتن حق ثبت اختراع منطقی است؟ آیا ظرفیت این را دارم که این مدت صبر کنم؟
  • آیا پایگاه مشتری هدف خود را برای مرحله اولیه شناسایی کرده ام؟ آیا من برنامه های مقیاس پذیری را برای بازارهای بزرگتر آماده کرده ام؟
  • آیا کانال های فروش و توزیع را شناسایی کرده ام؟

سوالاتی که به عوامل خارجی می پردازد:

  • آیا سرمایه گذاری کارآفرینی من با مقررات و قوانین محلی مطابقت دارد؟ اگر به صورت محلی امکان پذیر نیست، آیا می توانم و آیا باید به منطقه دیگری نقل مکان کنم؟
  • چه مدت طول می کشد تا مجوز یا مجوزهای لازم از مقامات مربوطه دریافت شود؟ آیا می توانم آنقدر مقاوم بمانم؟!
  • آیا برای به دست آوردن منابع لازم و کارمندان ماهر برنامه ای دارم و آیا برای آن هزینه ای در نظر گرفته ام؟
  • زمانبندی آزمایشی برای ارائه اولین نمونه اولیه به بازار یا عملیاتی شدن خدمات چیست؟
  • مشتریان اصلی من چه کسانی هستند؟
  • منابع مالی که ممکن است نیاز داشته باشم برای رسیدن به این مهم چه کسانی هستند؟ آیا سرمایه گذاری من به اندازه کافی خوب است که ذینفعان بالقوه را متقاعد کند؟
  • به چه زیرساخت های فنی نیاز دارم؟
  • به محض ایجاد کسب و کار، آیا من بودجه کافی برای دریافت منابع و بردن آن به سطح بعدی خواهم داشت؟ آیا شرکت های بزرگ دیگر مدل من را کپی می کنند و عملیات من را از بین می برند؟
https://www.investopedia.com

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *