
زمانی که کودک بودیم این جمله را می شنیدیم که کشورمان روی دریایی از نفت خوابیده است و این موهبتی خدادادی است. ما ذوق میکردیم و برایمان نوعی افتخار بود. سالها گذشت و ما به میانسالی رسیدیم و در مسیر مدیریت انرژی قرار گرفتیم و این جمله در اطرافمان تکرار میشد که از این موهبت الهی باید درست استفاده کنیم و مدیریت مصرف انرژی را در راس برنامههای کشور قرار دهیم. اکنون پا به کهنسالی میگذاریم و هنوز در این فضای گفتمان قرار داریم و چشم خود را به دنیا دوخته ایم که با سرعت در این زمینه پیش میرود ولی مشکل بزرگ بشری را نمیتواند حل کند.
این واضح است که رشد و توسعه به انرژی و استخراج مواد بیشتری از طبیعت نیاز دارد. این در مورد همه کشورها صادق است اما در کشور ما مشکل اساسی این است که ما در تلاش برای جایگزینی انرژی فسیلی با انرژیهای تجدیدپذیر دنباله رو فن آوریهای انرژیهای تجدیدپذیر هستیم و از فروش نفت باید سرمایه لازم برای آن را فراهم کنیم. بنابراین برای استخراج بیشتر، آن اصل سرمایه را صرف میکنیم و این دورغلط تکرار میشود. این بدان معنی است که برای تجدید پذیرها به روشهای نوین و نوآورانه بسیار گستردهتری نیاز است.
شدت مصرف انرژی ما ۳ برابر کشور همسایهمان ترکیه است. در کشور ما صرفه جویی انرژی یکی از بزرگترین کسب و کار هاست. اما چرا نیاز به توقف انتشار کربن فسیلی و کاهش شدت مصرف انرژی را احساس نمیکنیم. زیرا نفت ارزان در اختیار داریم. اما استخراج نفت دیگر ارزان نیست. اگر روی کاهش مصرف و اتلاف انرژی متمرکز نشویم مشکلات اساسی را در آینده خواهیم داشت.
این درست است که ما باید سوختهای فسیلی را متوقف کنیم، اما همچنین باید بدانیم که هر فناوری برای جایگزینی آنها، نیاز به سرمایه دارد و در حالی که سعی در حفظ شدت مصرف فعلی خود را داریم چگونه میتوانیم این کارها را مدیریت کنیم.
به نظر میرسد که اولویت ما کاهش شدت مصرف انرژی و سپس توسعه انرژیهای سبز است. بررسیها حاکی از این امر است که در کشورهای پیشرفته نیز زیرساختهای انرژیهای تجدید پذیر جدید به مواد معدنی کمیاب نیاز دارند که این خود مسئلهای جدی است.
در سطح جهانی، علی رغم ایجاد زیرساختهای برق تجدیدپذیر، هنوز نسبت انرژی تجدید پذیر در کل انرژی مصرفی خود را افزایش نیافته است. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم و تمرکز بر بهبود مصرف این فاصله را کمتر میکند. لازمه این کار نوآوری در مدیریت مصرف است.