نوآوری در مدیریت برای توسعه پایدار

Kolnegar Private Media (Management Innovation for Sustainable Development)

4 خرداد 1403 4:24 ق.ظ

مدیریت چالشهای استراتژیک در کشور

مردم و مدیران، امروز در كشورمان در عرصه های مختلفی با پارادایم هایی مواجه اند که برخی آنان را چالشهای  استراتژیک می نامند.  این چالشها با یک چالش جهانی مبتنی بر تبديل يك تهديد گسترده برای مردم جهان نیز ترکیب شده است . ازدست رفتن بسیاری از پتانسیل ها که مهمترین آنها تولید ناخالص داخلی است وضعیتی را در آینده بوجود خواهد آورد که هنوز بدرستی قابل پیش بینی نیست . اما در همین وضعیت پارادایم هایی در کلیه بخشهای اقتصادی و فرهنگی برای ایجاد فضای مناسب در كشور شکل گرفته است که بايستي به مزیت رقابتی و پایدار تبديل شوند . از جمله مواردی که قبلا در زمان چنگ تحمیای نیز بوجود آمده بود ، ايجاد فرايند هاي نوآوری در همه ی عرصه های مدیریتی و صنعتی و مهندسی بود. این فرصت هم اکنونباید به‌عنوان یکي از اركان اصلی در دگرديسي  مدیریتی باشد .  به همراه اين تغییر و دگرديسي بايستي ساختار انعطافي ومتناسب با نیازهای آتی بگونه ای چابک شكل گرفته و بصورت جدي در کلیه سطوح آن را پياده سازي نمود .

 در اين فرايند مديريت نوآوري از یک سو و از سوی دیگر  نوآوری درسیستمهای مديريت  مولفه های کلیدی هستند. مدیران بايد از نوآوری‌های  اثر بخش وبا ريسك بالا پشتیبانی نمايند و اين کار با تتبدیل این گرایش به فرایند های پایدار و ارتقای سطح بلوغ سازمانی همراه باشد.

 این یک فرصت تاریخی در چنین تحولی است که نیازمالی در آن کمترین تاثیر را دارد. با کمک نیروی انسانی داخل سازمان میتوان این موضوع را به دستاوردی ارزشمند در درون مجموعه نمود و بسرعت نتایج دستاورد ها را به صنایع همگن و مشابه و حتی دیگر کسب و کار ها ارایه داد.

مدیرانی با پویایی فکری، نوآوری  را بعنوان كليد اصلي تشخيص داده و موانع توسعه آنرا  شناسايي نموده و راه را براي حركت کسب و کار هاي خلاق و چابك آماده سازي مينمايند . باید دانست که در اقتصادي كه بهر دليل بخش عمده اي از آن دولتي است مدیرانی که درک درستی از وضعيت موجود و این چالشها را دارند ، بایستی شجاعت نوآوري همراه با ریسک را بپذيرند و مروجین این امر در کشور باشند . آنان همانند کارکنان یک ایستگاه آتش نشانی بایستی خود را در این شرایط با برخی خطر ها مواجه نمایند تا بسیاری دیگر را نجات دهند.

 نوآوری در شرايط موجود با تكيه به سياست هاي كلي نظام در خصوص موضوعاتی که در سالهای اخیر ارایه شده اند با تمرکز بر بهره وری و رشد تولید متناسب با نیازهای اساسی اقدام نمایند . تبدیل اهداف سازماني و بنگاهي به برنامه های اجرایی ،  همراه نظام مند نمودن آن در جالشهای جدید  به تلاش سيستمي و همه جانبه  دارد تا از بروز خطای پشتیبانی در گسترش نوآوری جلوگيري نموده و سازمان را از ابتلا به رویکردهای بي ارزش نجات دهد. 

برای تحقق اين امر نوآوری باید تفکر سيستمي را در همه جوانب بگستراند و بخشي نگري و فرافكني را ازميان بردارد. تبدیل  اين فرايند به يك فرهنگ سازماني و جلوگيري از بروز رفتار هاي محافظه‌کارانه که همواره در ستیز با نوآوری‌ است بايد حذف و نوآوری در مديريت ایجاد شود. سازمان بايستي خلاقیت در زمينه هاي مديريت را زيرساخت هر استراتژي در اين زمينه بنمايد.

نوآوری مانند دیگر سیستمهای مدیریت همانند مدیریت کیفیت، مدیریت طلاعات و مدیریت انرژي باید به صورت سیستماتیک ادامه داشته و بهبود مستمر آن به هدف اصلي تبديل شود.در این صورت است که ؛ مردم و سایر کارشناسان و افراد در کلیه بخشها به نتایج آن امیدوار و به آن افتخار خواهند نمود . کما اینکه در بسیاری حوزه ها این تجربیات حاصل شده است و فقط باید به هم افزایی سیستماتیک بینجامد.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *