
22 آگوست 2022 – توسط تیم کریستی، دانشگاه اورگان -اعتبار: CC0 دامنه عمومی
آنچه کسی با صدای بلند درباره گروهی از مردم می گوید و احساس واقعی آنها نسبت به آنها همیشه یکسان نیست، اما احساسات واقعی یک فرد در مورد گروه های دیگر از مردم می تواند با الگوهای زبانی که در توصیف احساسات خود استفاده می کند آشکار شود.
این یکی از یافته های کلیدی مطالعه جدید دیوید مارکوویتز، استادیار دانشکده روزنامه نگاری و ارتباطات UO است. این اثر اخیراً در مجله زبان و روانشناسی اجتماعی منتشر شده است.
مارکوویتز در مورد این مطالعه گفت: “مواقعی وجود دارد که افراد ممکن است در مورد احساس خود نسبت به دیگران به دلیل نگرانی های مدیریت تاثیر دروغ بگویند.”
تحقیقات مارکوویتز شامل مطالعه فریب و زبان و مطالعه انسانیت زدایی و زبان بوده است. مقاله جدید او، « چگونه دروغگویی درباره گروههای بیرونی درک شده در زبان آشکار میشود»، تلاش میکند این دو حوزه مطالعاتی را پیوند دهد.
او گفت: «ما از ادبیات فریب می دانیم که الگوهای زبانی وجود دارد که یک فرد صادق را از یک فرد فریبنده آشکار می کند. و ما از ادبیات غیرانسانیسازی میدانیم که الگوهایی در زبان وجود دارد که نشان میدهد کسی که گروههای برونگروهی را در مقایسه با انسانهای بیشتر، کمتر از انسان میبیند.»
یکی از نمونههای قابل توجه ذکر شده در این مقاله، سخنرانی رئیسجمهور دونالد ترامپ در سال 2019 است که گفت از مهاجرت به ایالات متحده حمایت میکند و میخواهد مهاجران “با بیشترین تعداد وارد شوند”. این با اظهارات قبلی در انجمنهای کمتر عمومی که در آن ترامپ از مهاجران به عنوان «حیواناتی» که کشورها را «هجوم میآورند» یاد میکرد، تضاد داشت، زبانی که معمولاً با بیانسانسازی همراه است.
مارکوویتز 1169 نفر را برای مطالعه خود از طریق پلتفرم تحقیقاتی آنلاین CloudResearch انتخاب کرد. به آنها گفته شد که افراد میتوانند در ظاهر انسانشان متفاوت باشند و سپس از آنها خواسته شد که در مقیاس 0 تا 100 به ماهیت تکاملیافته هشت گروه امتیاز دهند: عربها، مسلمانان، مهاجران، آمریکاییها، دموکراتها، جمهوریخواهان، آفریقاییتبارها و آسیایی ها.
اگر شرکتکنندهای گروه خاصی را بهعنوان یکی از گروههای متحول یا کمتکامل رتبهبندی میکرد، از او خواسته میشد که افکار، احساسات و نظرات خود را درباره گروه بنویسد. اما به شرکت کنندگان نیز دستور داده شد که یا در نظرات خود در مورد گروه های بیرونی صادق باشند یا در مورد نظرات خود درباره گروه دروغ بگویند.
مطالعات قبلی، از جمله یک متاآنالیز در سال 2015، نشان می دهد که الگوهای زبانی می توانند بین دروغ و حقیقت تمایز قائل شوند.
مارکوویتز گفت: «اثرات نسبتا کوچک هستند، اما به اندازه کافی قوی هستند که قابل اعتماد باشند.
کلمات نوشته شده توسط شرکت کنندگان سپس از طریق یک برنامه تجزیه و تحلیل متن خودکار به نام جستجوی زبانی و شمارش کلمات اجرا شد که شامل فرهنگ لغت های مقوله های مربوط به ابعاد اجتماعی، روانی و بخشی از ابعاد گفتار است. مارکوویتز گفت، نشان داده شده است که این برنامه یک ابزار کلیدی در ارزیابی پویایی فریب و همچنین غیرانسانی سازی از الگوهای زبانی است.
او گفت: «این یک روش استاندارد طلایی برای ارزیابی الگوهای زبان از دیدگاه علوم اجتماعی است. او گفت که در واقع این برنامه متن را به داده تبدیل می کند.
مطابق با کار قبلی، این مطالعه نشان داد که متون فریبنده از خود ارجاع کمتر و اصطلاحات احساسات منفی بیشتری نسبت به متون صادقانه استفاده میکنند، و افراد غیرانسانی بیشتر از احساسات منفی نسبت به انسانسازها استفاده میکنند.
او گفت، جایی که این مطالعه زمینه جدیدی را ایجاد میکند، بررسی چگونگی تعامل این ساختارهای روانشناختی و نحوه انعکاس آنها در زبانی است که افراد در تلاش برای مدیریت برداشتها و حفظ تصویر مثبت از خود استفاده میکنند.
او گفت: «آنچه این تحقیق نشان میدهد این است که زبان در اینجا واقعاً اهمیت دارد و جنبههای روانشناختی ارتباطبرقرار کنندگانی را نشان میدهد که باورهای درونی متفاوتی نسبت به تصویر بیرونیشان دارند.
مفهوم این است که ما میتوانیم کار بسیار خوبی در آشکار کردن (باورهای درونی) در زبان انجام دهیم، و این یکی از اولین مطالعات در نوع خود است که الگوهای کلمات خاصی را نشان میدهد که این فرآیندهای روانشناختی را نشان میدهد.»