
۲۶-۶-۱۴۰۰-مفهوم حکمرانی شرکتی توجه عمده به ساز وکارها و پویایی تسهیل کننده ها و ممکن کننده های حیاتی سازمان ها از طریق نظارت است . حاکمیت شرکتی در معنای وسیع تر آن به دنبال ایجاد توازن میان اهداف اقتصادی اجتماعی و اهداف شخصی/گروهی است. تعالی در حکمرانی سازمانی ، بعنوان یکی توانمندیهای موثر که منجر به توسعه گرایی و تعالی پایدار می شود. در مدل حکمرانی سازمانی مطلوب رابطه مناسب بین حکمرانی ، مدیریت ریسک و فرهنگ سازمانی به شدت مد نظر بوده و تعامل آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد .با تحقیق در شیوه های حکمرانی نوین سازمانی و توانایی های نوآورانه و تحول زا در سازمانهای برجسته ، دریافته ایم که معمولا هیات مدیره این شرکتها، از طریق حمایت و تامین منابع مالی با تمرکز بر نوآوری و درگیر کردن افراد به نوآوری در بالاترین سطح ، نه تنها برروی نوآوری محصول، بلکه روی نوآوریهای سازمانی و مدل کسب و کار نیز تمرکز داشته ، تا پیشران در کشف و زایش فرصتهای نو و تحول زا در بازارهای نوظهور باشند.سازمانها برای قرار گیری در این مسیر باید خود را جهت انجام سه مرحله تحول زای زیر آماده کنند
به گزارش اقتصاددان، دکتر حمید رضا خدمتگزار، پژوهشگر مدیریت تکنولوژی و نوآوری در یادداشتی نوشت:
طرح حاکمیت خوب برای کشورهای در حال توسعه الگوی مناسبی جهت دست یافتن به توسعه یافتگی ، تعالی و پیشرفت است.دستیابی به تعالی پایدار در کسب وکار اغلب مستلزم تغییر در مبانی فکری و سبک حکمرانی به منظور چالش کشیدن و فرو ریختن شرایط و موانع موجود است. اما این تغییر فکری باید از بالاترین سطح سازمانی شروع شود تا بتوان آثار سبک رهبری و تعهد جدی و پایدار را در جاری سازی روشهای نوین حاکمیتی همسو با رویکردهای تعالی محور در عملیات و سطوح سازمانی مشاهده کرد.حکمرانی سازمانی در قرن ۲۱، از یک الزام برای رعایت و انطباق به یک الزام استراتژیک کسب و کار، تبدیل شده است. بررسیها نشان می دهد که تعالی در حکمرانی از طریق تمرکز بر اثربخشی ، کارایی و تعادل میان آنها دنبال شده و هدف آن چشاندن و تزریق راهکارهای فناورانه و ترسیم یک فرآیند نوآوری در ساختار و تصمیمات هیئت مدیره می باشد . حاکمیت شرکتی بیش از هر چیز، حیات بنگاه اقتصادی را در درازمدت مورد هدف قرار می دهد و در صدد حفاظت از منافع سهامداران و ذینفعان در مقابل مدیریت سازمان است. سازمانهای ممتاز، ذینفعان کلیدی کسب و کار و حاکمیتی خود را در توسعه بهبود و تحولات بلندمدت و جهت گیریهای کلان استراتژیک ، مشتاقانه، مشارکت داده و دخیل می کند. البته باید افزود که یادگیری های حاصله در این شبکه موثر با هدف رهبری اکوسیستم در جهت تحقق نتایج برای همه ذینفعان ، خود نیاز به یک فرهنگ چند جانبه برتری جویی دارد .
مفهوم حکمرانی شرکتی توجه عمده به ساز وکارها و پویایی تسهیل کننده ها و ممکن کننده های حیاتی سازمان ها از طریق نظارت است . حاکمیت شرکتی در معنای وسیع تر آن به دنبال ایجاد توازن میان اهداف اقتصادی اجتماعی و اهداف شخصی/گروهی است. تعالی در حکمرانی سازمانی ، بعنوان یکی توانمندیهای موثر که منجر به توسعه گرایی و تعالی پایدار می شود. در مدل حکمرانی سازمانی مطلوب رابطه مناسب بین حکمرانی ، مدیریت ریسک و فرهنگ سازمانی به شدت مد نظر بوده و تعامل آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد .با تحقیق در شیوه های حکمرانی نوین سازمانی و توانایی های نوآورانه و تحول زا در سازمانهای برجسته ، دریافته ایم که معمولا هیات مدیره این شرکتها، از طریق حمایت و تامین منابع مالی با تمرکز بر نوآوری و درگیر کردن افراد به نوآوری در بالاترین سطح ، نه تنها برروی نوآوری محصول، بلکه روی نوآوریهای سازمانی و مدل کسب و کار نیز تمرکز داشته ، تا پیشران در کشف و زایش فرصتهای نو و تحول زا در بازارهای نوظهور باشند.سازمانها برای قرار گیری در این مسیر باید خود را جهت انجام سه مرحله تحول زای زیر آماده کنند . این سه مرحله با بررسی و پاسخ به سوالاتی چالشی شروع خواهد شد که عبارتند از :چشم انداز، فناوری آینده و استراتژی .
در تحقیقی که با عنوان بینش دیلویت در راستای روند فناوری در سال ۲۰۲۰ انجام شده است ، توجه حکمرانی آینده را به مواردی همچون نیروهای فناوری کلان، اخلاق و اعتماد در فناوری، مدیریت مالی و آینده فناوری اطلاعات، همزاد های دیجیتالی ،پلتفرم های تجربه انسانی و فعال شدن معماری در افق آینده ، به خود ، معطوف کرده است . در این مطالعه نیروهای فناوری کلان ، پیشران تحول و تغییرات هدفدار در چهار حوزه فناوریهای توانمندساز، فناوریهای پایه ای ، فناوری های برهم زننده و فناوری های آینده دستهبندی و مورد واکاوی قرار گرفته اند. این چهار دسته به ترتیب عبارتند از فناوریهای توانمندساز که شامل تجربه دیجیتال ،تجزیه و تحلیل ،مدیریت داده و فناوری ابری می باشد.گزارش اخیر دیلویت که در مورد آمادگی برای دورهی چهارم صنعت، با عنوان «رهبری در چهارمین انقلاب صنعتی: جنبههای پیشرفت» می باشد، از مدیران پرسیده است که چگونه سازمانهایشان را قادر میسازند تا در چهار حوزه موفق شوند: جامعه، استراتژی، فناوری و استعداد. در حالی که بسیاری از مدیران همچنان به دنبال بررسی پیچیدگی دورهی چهارم صنعت هستند، به نظر میرسد برخی از رهبران « آن را به درستی درک کردهاند». ما چهار شخصیت رهبری متمایز را کشف کردیم که معتقدیم میتوانند چارچوبی برای مدیران فراهم کنند و به عنوان مدلی برای رهبران سراسر جهان که با چالشهای مرتبط با تحول دیجیتال روبهرو هستند، عمل کنند.
«طرفداران اجتماعی»، اقدامات ابتکاری اجتماعی را برای کسبوکار خود امری بنیادین در نظر میگیرند و خوشبینی آنها در مورد ایجاد تاثیرات اجتماعی مثبت تا حدود زیادی بر چشمانداز آنها تاثیر میگذارد.
«قاطعان دادهمحور» تقریبا دو برابر احتمال دارد بگویند که آمادهی سرمایهگذاری در فرصتهای دورهی چهارم صنعت هستند، و سازمانهایشان از مزایای اقتصادی پذیرفتن دورهی چهارم صنعت استفاده میکنند.
«رهبران تحولآفرین»، متوجه هستند که سرمایهگذاری در نوآوریهای تحولآفرین، سازمانهایشان را از رقبا جدا میکند. آنها اعتمادبه نفسی دارند که به هنگام مواجهه با ناشناختههای دورهی چهارم صنعت به آنان مزیت میدهد، زیرا سازمانهای مطمئنتر برای اجرای فناوریهای تحولآفرین آمادهترند.
«قهرمانان استعداد»، این مدیران کارکنان را برای تحول دیجیتال آماده میکنند. آنها بیشتر از دیگران به سرمایهگذاری در بازآموزی کارکنان برای کارهای آینده علاقه دارند.
ویژگیهای رهبران است که ثبات آتی سازمانها را تعیین میکند. رهبرانی که ویژگیهای رهبران موفق فوق را در خود دارند، نه تنها مجموع درآمد نهایی خود را بهبود میدهند و سریعتر از همتایان خود رشد می کنند، بلکه در شیوهای که شرکتهایشان را در آینده هدایت میکنند، رویاگراتر هستند.
رهبری نوآورانه و طراحی آینده های بدیل
یکی از رویکردهای قدرتمند در حوزه آینده پژوهی استفاده از ابزاهارهای مانند پیش بینی ، برون یابی روندها و سناریوسازی برای ایجاد و کاوش مدل های جایگزین برای آینده و فرصت ها و تهدیدهای بالقوه مربوط می باشد . از ابزارهای آینده نگری به طور روزافزون در چارچوب هایی که برای گشایش فضای جدید نوآوری طراحی می شوند، استفاده می شود . مثلا از برنامه تغییر بازی در سازمان هایی مانند شل و ویرلپول بسیار استفاده شده است . شرکتهای دیگر مانند بی ام و ، نوزیمز و نوکیا نیز از رویکردهای مشابه استفاده می کنند . آنها با درک این که ممکن است در آینده مرزهای سنتی جمعیت شناختی یا بازار کم رنگ شوند ، مجموعه ای از تکنیکها شامل استعاره ها، داستان گویی و تدوین چشم انداز را به صورت بین بخشی به کار می گیرند . گونه ای مهم از این رویکرد استفاده از بحران ساختگی کاوش آگاهانه آینده های انقلابی و چالش برانگیز احساس اضطرار یا پلتفرم بحرانی است که بر مبنای آنها می توان مسیرهای جدید رو به جلو را توسعه داد .پراکندگی و عدم یکپارچگی ، دشمن اصلی حاکمیت و به ویژه حاکمیت اقتصادی است. در حاکمیت اقتصادی چگونگی فنِ اقتصادی اصالت دارد و مجریان اقتصادی و مدیران ارشد باید این تکنیک را بدانند و فناور باشند.
جهت نیل به این هدف رهبران و مدیران ارشد سازمانها باید با مدیران فناوری و تیم های مربوطه که به پایش فناوری نوظهور مشغول هستند همکاری کنند . پایداری مهم است اما نباید این امر منجر به غفلت از فناوری های نوظهور شود .زمان مناسب برای سرمایه گذاری روی فناوری های نوظهور همین امروز است .امکان سنجی فرصت های فردا به درک واقعیت های امروز وابسته است و این کار نیازمند همکاری تیمی و توانایی های نوآوری در سازمانهاست. تعالی در حکمرانی از طریق تمرکز بر اثربخشی ، کارایی و تعادل میان آنها دنبال شده و هدف آن چشاندن و تزریق راهکارهای فناورانه و ترسیم یک فرآیند نوآوری در ساختار و تصمیمات هیئت مدیره می باشد. در این رویکرد مواردی همچون شایستگیهای هیئت مدیره ، استراتژی، عملکرد نوآوری ، درستی، استعدادیابی برای تحول و ریسک بسیار حایز اهمیت است.
بخشی از کتاب تعالی در حکمرانی سازمانی.
تهیه و تالیف : دکتر حمید رضا خدمتگزار