
نویسنده: الکس تاپر-6 آوریل 2022
در دنیای مدرن کسب و کار، نوآوری هم تساوی دهنده و هم متمایزکننده است. این میتواند به استارتآپهای کوچک برتری نسبت به شرکتهای جهانی بدهد و رهبران صنعت را قادر میسازد تا مزیتهای رقابتی ایجاد کنند.
اما دقیقاً نوآوری چیست؟ به طور خلاصه، نوآوری، معرفی چیزی جدید و متفاوت به یک محصول، فرآیند یا شیوه تفکر است. و در دنیایی که به سرعت در حال کوچک شدن و کالایی شدن است، تقاضای آن بیشتر از همیشه است.
اگر می خواهید نوآوری بیشتری در کسب و کار ایجاد کنید، باید به طور مداوم عملیات و خدمات را بهبود بخشید. اگر در دوره ای از رکود قرار بگیرید، مطمئناً مزیت رقابتی خود را از دست خواهید داد.
روشی بهتر برای نوآوری
اغلب، مردم مفهوم نوآوری تجاری را با «نوآوری رادیکال» یا ارائه محصولات جدید به بازارهای جدید مرتبط می دانند. با این حال، بیشتر نوآوری ها خارج از این دسته قرار می گیرند. مدل بهتری که باید در نظر گرفته شود، چارچوب «ده نوع» است که سه حوزه کاربردی را برای نوآوری کسبوکار توصیف میکند: پیکربندی، ارائه و تجربه.
پیکربندی عموماً تمام جریانهای درآمد و جریانهای کاری را که یک کسبوکار را تعریف میکنند شامل مدلهای سود، شبکههای کلیدی، ساختارها و فرآیندهای عملیاتی میشود. ارائه به نوآوری مرتبط با محصول اشاره دارد – نوعی که می تواند منجر به بهبود عملکرد محصول یا سیستم های هم افزایی بیشتر محصول شود. تجربه به مشتری بستگی دارد. خدمات، انتخاب کانال، تصمیمات برندینگ و استراتژی های تعامل شما در این دسته قرار می گیرند.
برخی از رهبران کسب و کار ممکن است متوجه شوند که تمرکز بر یکی از این حوزه های اصلی فوراً نتایج مفیدی را به همراه خواهد داشت. دیگران ممکن است به این نتیجه برسند که تعقیب نوآوری در یکی از این زمینه ها می تواند منتظر بماند زیرا تلاش های دیگر می تواند ارزشمندتر باشد. نکته مهم این است که نقاط ضعف بالقوه در کسب و کار خود را حذف کنید و از پایبندی به فرآیندها یا شیوه های فکری خاص خودداری کنید.
سه نکته برای افزایش نوآوری در کسب و کار
به عنوان یک رهبر، شما همیشه مشغول هستید – به خصوص در این دنیای جدید کار از راه دور و برنامه های مبهم. اما مهم است که مشغول بودن را با راه اندازی یک کسب و کار موفق قاطی نکنید. نوآوری در مورد صرف زمان برای دنبال کردن ایده های جدید است که می تواند ارزش پایدار برای کسب و کار شما ایجاد کند، که کلیدی برای دور نگه داشتن رقبا است. با در نظر گرفتن این موضوع، در اینجا چند استراتژی وجود دارد که می تواند به ترویج تفکر نوآورانه کمک کند:
1. متمایز کننده های فعلی خود را در چارچوب اهداف آینده ارزیابی کنید
نوآوری یک مزیت مستقل نیست. بلکه مزیت های موجود را تقویت می کند. میتوانید در مورد مزایای موجود خود در زمینه «انباره های اقتصادی» وارن بافت (یا زمینههایی که تمایز در آنها بسیار ارزشمند است) فکر کنید. این انباره ها شامل مزایای هزینه، هزینه های بالای سوئیچینگ، اثرات شبکه و دارایی های نامشهود است.
هر شرکتی سعی می کند حداقل یکی از این زمینه ها را به اندازه کافی توسعه دهد تا در یک بازار خاص برجسته شود، بنابراین شما احتمالاً در یک یا چند مورد از آنها مزیت طبیعی دارید. فرض کنید با مزیت یک دارایی نامشهود مانند حق ثبت اختراع وارد بازار شده اید. حفظ این مزیت شما را ملزم می کند که به ثبت اختراعاتی ادامه دهید که بتوانید به سرعت تجاری سازی کنید یا در حوزه دیگری از کسب و کار خود (یا هر دو) مزیت ایجاد کنید. در هر صورت، اگر میخواهید انباره اقتصادی را که ایجاد کردهاید گسترش دهید، تفکر نوآورانه حیاتی است.
شما همچنین باید در نظر بگیرید که چگونه مزیت با اهداف بلندمدت تجاری شما همخوانی دارد. در ادامه مثال بالا، اگر تصمیم گرفته اید از طریق دارایی های نامشهود مانند حق ثبت اختراع، خود را از رقابت جدا کنید، باید مطمئن باشید که این رویکرد منعکس کننده یک فرصت بلند مدت و اهداف کلی کسب و کار شما در حرکت رو به جلو است. . شما باید بدانید که کسب و کار شما امروز کجا می تواند برنده شود و تعیین کنید که آیا فردا می خواهید برنده شوید یا خیر.
2. در رویکرد خود روشمند باشید
هنگامی که تمایزهایی را که قبلاً دارید (یا آنهایی را که می خواهید توسعه دهید) شناسایی کردید، می توانید چندین تکنیک طوفان فکری موضوعی کسب و کار را برای کمک به شناسایی فرصت های نوآوری پیاده سازی کنید. برای شروع، ده نوع چارچوب نوآوری را بررسی کنید و ارزیابی کنید که آیا می توانید این حوزه ها را با تفکر جدید و جسورانه تقویت کنید. به تعامل با مشتری و تجربهای که در حال حاضر به مشتریان خود ارائه میدهید توجه ویژه داشته باشید و یک تیم متقابل را به چالش بکشید تا راههایی برای بهبود این تجربه ابداع کنند. اگر از نتایج آن تمرین راضی هستید، از تیمهای دیگر بخواهید پیکربندی شما – به ویژه ساختار و مدل کسبوکارتان – را بررسی کنند و سعی کنید فرصتهایی را برای همسو کردن استعدادها و داراییها برای ایجاد ایدههای جدید مشخص کنید.
اگرچه تکنیکهای طوفان فکری مختلفی وجود دارد که رهبران برای کمک به ایجاد مزیت رقابتی در تجارت به کار گرفتهاند، بسیاری از آنها بسیار شبیه به هم هستند. الکس آزبورن، مدیر تبلیغاتی، چهار مورد متداول را در کتاب قدرت خلاقانه خود برجسته کرده است. آن ها عبارت هستند:
بدون بازخورد منفی
کمی وکیفیت
براساس ایده های دیگران بسازید
تفکر بزرگ را تشویق کنید
در طول سالها، این قوانین در بسیاری از چارچوبهای تفکر طراحی که توسط موفقترین سازمانهای جهان استفاده میشوند، گنجانده شدهاند.
3. تاثیرگذارترین ایده های خود را نمونه اولیه و آزمایش کنید
هنگامی که فرآیند طوفان فکری به پایان رسید، سعی کنید ایده هایی را شناسایی کنید که از دیدگاه اقتصادی منحصر به فرد و بالقوه ارزشمند هستند. در یک مطالعه اخیر در مورد پتنتهای نانوتکنولوژی، محققان دریافتند که پتنتهایی که بیشترین تأثیر را داشتند – آنهایی که منجر به بزرگترین انباره های اقتصادی برای توسعهدهندگانشان شد – نشاندهنده پیشرفتی در دانش و همچنین ارزش اقتصادی است. فقط حدود 1% از پتنت ها هر دو ویژگی را داشتند که نشان دهنده دشواری دستیابی به نوآوری واقعی است.
با نمونهسازی از بهترین ایدههای خود، توسعه آنها به اندازه کافی به عنوان مدلهای آزمایشپذیر، و سپس جمعآوری بازخورد در مورد نمونههای اولیه، میتوانید منابع خود را به حداکثر برسانید و تصمیمات قاطعتری در مورد چگونگی ادامه بگیرید.
فقط به یاد داشته باشید که نوآوری به طور طبیعی مستلزم آزمایش، و در نتیجه، تمایل به اشتباه است. همه ایدههای جدید شما منجر به موفقیت فوری نمیشوند، اما مراحلی وجود دارد که میتوانید برای بهبود شانس خود برای دستیابی به یک نتیجه مطلوب بردارید.